راهنمای رفتن به آبکنار

مرداب انزلی یکی از جاذبه‌های اصلی بندرانزلی‌ست و اگر بخواهی سر فرصت و با خیال راحت مرداب را تماشا کنی و از شلوغی هم خسته نشوی باید بروی روستای آبکنار که در کنار مرداب قرار گرفته و از هیاهوی خود بندر هم در آن خبری نیست.

برای رفتن به آبکنار باید از رشت بروید دهستان ضیابر که در ۷ کیلومتری جنوب غربی آن قرار دارد.  روستای آبکنار باغ‌های زیادی دارد از جمله باغ هندوانه و باغ پاچه باقالا که به کار پخت باقالاقاتوق، یکی از خوشمزه‌ترین غذاهای گیلان می‌آید.

روستای آبکنار

این روستا که سه محل به اسم‌های میرمحل، میان محل و مسحد محل دارد، دارای ساخلی در کنار تالاب بزرگ انزلی‌ست و در حقیقت در جنوب تالاب قرار گرفته.  شمال روستا به مرداب انزلی یا مرداب کورفی می‌رسد، در قسمت شرقی‌اش تند آب و دماغه ماهروزه واقع شده، جنوبش به مرداب سیاه کیشم می‌رسد و غربش به تربه َبر و جاده کپور چال. این جاده از روستای ُتربه َبر شروع می‌شود و به روستاهای مُعاف، کرگان، سیاه خاله سر، شیله سر، کپور چال و از آنجا به جاده انزلی – آستارا منتهی می‌شود.

بیشتر بخوانید: جاذبه های گردشگری بندر انزلی

حالا چرا اسمش آبکنار است؟ آبکنار یعنی در کنار آب و از آنجایی که در زبان گیلکی صفت بعد از اسم می‌آید به جای کنار آب، به این اسم معروف شده.

پنجشنبه‌ها در این منطقه پنجشنبه بازار برپاست، بازاری که مثل همه بازارهای شمال پر از رنگ و بو و مزه است. ماهی‌هایی که از صیدشان چند ساعتی نگذشته و هنوز هم می‌شود بالا پریدشان را دید توی این بازار بساط می‌کنند و محلی‌ها میوه و سبزی‌های تازه‌ باغ هایشان را می‌فروشند.

جاذبه‌ طبیعی اصلی این روستا تالاب انزلی‌ست، ولی در جنوب این منطقه، پارک جنگلی اشپلا که محلی‌ها به آن سوق کله هم می‌گویند، قرار دارد و آخرش هم به برکه‌ای می‌رسد.

پارک جنگلی اشپلا

اگر بخواهید در آبکنار انزلی غذا بخورید، یک انتخاب دارید؛ رستوران درنا که فسنجان با اردک آن معروف است، اما این منطقه با خود انزلی حدود ۱ ساعت فاصله دارد و اگر زیاد گرسنه‎تان نباشد می‌توانید ناهار را در بندرانزلی بخورید. رستوران حاج مرتضی، رستوران گیلان، دریاکده، کافه رستوران دهکده و کبابی مجتبی از رستوران های خوب این شهرند.

بیشتر بخوانید: از زیباکنار چه می دانید؟

نوشته راهنمای رفتن به آبکنار اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

فاصله تهران تا شهرهای دیگر با هواپیما، قطار و ماشین چقدر است؟

تا تمام شدن تابستان چیز زیادی نمانده و شاید تا چند وقت دیگر هوا آنقدرها خوب نباشد که بتوانیم سفر برویم. یکی از چیزهایی که کمک می‌کند مقصد سفرمان را مشخص کنیم، فاصله‌ شهرهاست.

اگر تهران را مبدا در نظر بگیریم می‌خواهیم ببینیم فاصله‌ تهران تا شهرهای دیگر با هواپیما، قطار و ماشین چقدر است. بعد بهتر می‌توانیم تصمیم بگیریم که باتوجه به بودجه‌ سفرمان، بلیت هواپیما یا قطار بخریم، اتوبوس سوار شویم یا خودمان رانندگی کنیم.

فاصله تهران تا رامسر

رامسر یکی از قشنگ‌ترین شهرهای شمال است که یک عالمه جاهای دیدنی دارد، از موزه و شهربازی تا جنگل‌های سرسبز و ییلاق. از تهران که راه بیفتید و جاده چالوس را برای رفتن انتخاب کنید، ۲۷۶ کیلومتر راه در پیش دارید، یعنی حدود پنج ساعت و نیم.

فاصله هوایی تهران تا رامسر۱۴۹ کیلومتر است و ۴۱ دقیقه در هواپیما خواهید بود. در هفته شش پرواز رفت و برگشت به سمت تهران و دو پرواز به سمت مشهد از رامسر انجام می‌شود.

فاصله تهران تا بندرعباس

لنج های بندرعباس

از تهران تا بندرعباس ۱۲۸۶ کیلومتر راه است، اگر با ماشین بروید، حدود ۱۳ ساعت و نیم رانندگی می‌کنید تا به بندر برسید. اما از این عددها نترسید. اول که می‌توانید یک‌سره سفر نکنید. شهرهای سر راه را می‌بینید و کمتر خسته می‌شوید. دوم این‌که می‌توانید گزینه‌ خیلی راحت اما گران‌تر هواپیما را انتخاب کنید. تا قبل از گرانی‌ها بلیت قطار تهران- بندرعباس بود ولی حالا نزدیک ۱ میلیون باید خرج کنی.  به این ترتیب فقط یک ساعت و ۵۰ دقیقه در پرواز هستید تا در فرودگاه بندرعباس پیاده شوید.

پیشنهاد بعدی این است که بلیت قطار بخرید. درست است که حدود ۱۵ ساعت در راه هستید، اما به اندازه ۱۳ ساعت رانندگی خسته نمی‌شوید و چشم به هم بگذارید، رسیده‌اید.

فاصله‌ راه‌آهن و فرودگاه تا مرکز شهر حدود ۲۰ دقیقه است.

فاصله تهران تا بانه

فرودگاه مهرآباد

اسم بانه که می‌آید یاد خرید و پاساژگردی می‌افتیم. خیلی‌ها برای خرید لوازم الکترونیکی و خرده‌ریزه‌های دیگر به بانه می‌روند. مسافت تهران تا بانه ۶۶۱ کیلومتر یا حدود ۸ ساعت و نیم است. یک راه دیگر این است که با هواپیما به سنندج بروید و از آن‌جا زمینی راهی بانه شوید. ولی ما که پیشنهاد نمی‌کنیم؛ علاوه بر زمانی که در فرودگاه از دست می‌دهید، حدود ۴ ساعت هم طول می‌کشد تا از سنندج به بانه برسید. اگر حوصله‌ رانندگی ندارید، بلیت اتوبوس بخرید و تا بانه تخت بخوابید. بانه، قطار ندارد.

فاصله تهران تا کیش

کیش یکی از جاهایی‌ست که همیشه طرفدار دارد، به خصوص در پاییز و زمستان و اوایل بهار که هوا خوب است. مسافت تهران تا کیش با هواپیما یک ساعت و ۵۰ دقیقه است. ۱۰ دقیقه هم طول می‌کشد به مرکز شهر برسید.

راه زمینی رسیدن از تهران به کیش از شهرهای تهران، قم، کاشان، نطنز، اصفهان، شهرضا، آباده، مرودشت، شیراز، جهرم، لار، بستک، بندرلنگه و بندر چارک می‌گذرد.

فاصله تهران تا اصفهان

سفر به اصفهان کار راحتی است، چون از نزدیک‌ترین جاها به تهران است. کافی‌ست ۴۵۰ کیلومتر یعنی کمتر از پنج ساعت رانندگی کنید  تا به نصف جهان برسید.

اگر سفر هوایی را ترجیح می‌دهید، بلیت هواپیما بخرید و ۵۰ دقیقه بعد در فرودگاه اصفهان پیاده شوید. الان دیگر رزرو بلیت با وجود سایت‌های فروش آنلاین مثل اسنپ تریپ خیلی هم ساده و راحت شده.

فاصله تهران تا شیراز

درست است که شیراز خیلی هم نزدیک و دردسترس نیست، اما تصور بودن در شهر باغ‌های دلگشا باعث می‌شود سختی راه را به جان بخریم. مسافت تهران تا شیراز حدود ۱۰ ساعت یعنی ۹۳۵ کیلومتر است.

مدت زمان پرواز از تهران به شیراز یک ساعت و ۲۰ دقیقه است. خوشبختانه شیراز قطار هم دارد و اگر سفر با قطار را ترجیح می‌دهید، حدود ۱۰ ساعت و نیم در راه هستید.

فاصله تهران تا قشم

ساحل قشم آنقدر قشنگ است که ارزش دارد از تهران تا جنوب بروید. مدت پرواز تهران تا قشم یک ساعت و ۵۰ دقیقه است و تا بیایید خسته بشوید، از هواپیما پیاده شده‌اید.

از تهران تا قشم زمینی ۱۴۰۰ کیلومتر فاصله است و برای رسیدن به این جزیره باید از تهران بروید یزد و بعد بافق و بعد هم بندرعباس.

راه دیگر هم رفتن با قطار به بندرعباس است. از بندرعباس هم لنج‌ها شما را در عرض ۴۵ دقیقه به قشم می‎رسانند.

فاصله تهران تا کاشان

فصل گلاب‌گیری کاشان که بشود، توریست‌های زیادی به قمصر و کاشان می‌روند. اما جذابیت کاشان در گلاب خلاصه نمی‌شود. این شهر خانه‌ها و عمارت‌های قدیمی زیادی دارد که ساعت‌ها شما را سرگرم می‌کنند. هتل‌ های کاشان هم بخشی از جذابیت شهر به‌شمار می‌روند، چون خانه‌هایی هستند که کاربری هتل را پیدا کرده‌اند و بودن در آنها مثل این است که تاریخ به عقب برگشته باشد.

مسافت تهران تا کاشان ۲۴۷ کیلومتر است، یعنی ۳ ساعته، به مقصد می‌رسید.

فاصله تهران تا یزد

کویر همیشه جذابیت‌های خودش را دارد. برای خیلی‌ها هم هیچ لذتی مثل تماشای آنهمه ستاره در آسمان کویر نیست، یزد شهر دوچرخه‌ها و کوچه پس کوچه‌های خشتی و خانه‌های تاریخی‌ست و برای همین هم برای خیلی‌ها محبوب است. از تهران تا یزد ۶۲۶ کیلومتر راه است، یعنی کمتر از ۷ ساعت با ماشین. اگر با هواپیما هم بخواهید بروید ۱ ساعت در راه هستید.

فاصله تهران تا همدان

جاهای دیدنی همدان مثل گنجنامه و دشت میشان از یک طرف و سراب‌ها و هوای خوش همدان از طرف دیگر خیلی‌ها به  اگر تصمیم دارید به همدان بروید، خوب است بدانید حدود ۳۳۳ کیلومتر، کمتر از ۴ ساعت با ماشین راه در پیش دارید.

شما ۱ ساعت و ۳۹ دقیقه هم با هواپیما تا همدان راه دارید. همدان هنوز به شبکه قطار ریلی متصل نشده است و قرار است به زودی این اتفاق بیافتد.

فاصله تهران تا قم

خیلی‌ها در روزهای تعطیل برای زیارت به قم می‌روند. فاصله‌ تهران تا قم ۱۴۸ کیلومتر است، یعنی اگر یک ساعت و ۴۵ دقیقه رانندگی کنید، به قم می‌رسید. بعضی‌ها هم در میدان راه‌آهن تهران سوار قطار می‌شوند و بسته به نوع قطار، ۲ تا ۳ ساعت بعد در قم پیاده می‌شوند.

این شهر فرودگاه هم دارد.

فاصله تهران تا اراک

حالا که تا قم آمد‌ه‌اید، کمی بیشتر برانید تا به اراک می‌رسید. از تهران تا اراک ۲۸۸ کیلومتر فاصله است. کافی‌ست ۳ ساعت و ۲۰ دقیقه رانندگی کنید. اگر بلیت قطار لوکس تهیه کنید، کمتر از ۵ ساعت در راه هستید.

فاصله تهران تا انزلی

بندر انزلی با تالابش از توریستی‌ترین شهرهای شمالی‌ست. الان که از تهران حرکت کنید، ۵ ساعت دیگر انزلی هستید، درواقع باید ۳۸۵ کیلومتر را پشت سر بگذارید. انزلی فرودگاه ندارد و نزدیکترین فرودگاه به آن فرودگاه رشت است.

فاصله تهران تا کرمانشاه

کرمانشاه که اتفاقا تابستان‌های خنک و باصفایی هم دارد، در فاصله‌ ۶ ساعته از پایتخت قرار گرفته. مسافت بین تهران تا کرمانشاه حدود ۵۰۰ کیلومتر است. کرمانشاه، قطار ندارد ولی با هواپیما فقط ۳۶ دقیقه از تهران تا این شهر راه است.

فاصله تهران تا گرگان

پل ورسک

کسی نیست که دلش نخواهد جنگل‌های سرسبز و قشنگ گرگان را از نزدیک ببیند. اگر دل‌تان جایی می‌هواهد با سایه خنک درختان جنگلی، ماشین را بردارید و ۵ ساعت و نیم رانندگی کنید. بعد از حدود ۴۱۰ کیلومتر در گرگان هستید.

ماشین ندارید یا حوصله‌ی رانندگی؟ بلیت قطار بخرید و ۱۰ ساعت و نیم در کوپه‌تان استراحت کنید و از یکی از بی‌نظیرترین راه‌های ریلی ایران و پل ورسک رد شوید به گرگان برسید، فقط حیف که قطار تهران گرگان شب از پل می‌گذرد و نمی‌شود منظره حیرت‌انگیز بیرون را دید. راه ساده‌تر خرید بلیت هواپیماست و تحمل ۵۲ دقیقه پرواز.

فاصله تهران تا اهواز

به‌زودی هوا خنک می‌شود و سفر به اهواز می‌چسبد. اگر دل‌تان هوای لب کارون را کرد، منطقی‌ترین راه این است که بلیت هواپیما بخرید و راهی فرودگاه شوید. فاصله تهران تا اهواز با هواپیما حدود یک ساعت است.

اگر عشق ماشین و رانندگی هستید، روی ۸۳۴ کیلومتر حساب کنید و دل به جاده بزنید. کمتر از ۱۰ ساعت بعد اهوازید. یا این که بلیت قطار اهواز را بخرید و ۱۴ ساعت در قطار خودتان را سرگرم کنید.

فاصله تهران تا مشهد

مشهد از آن شهرهایی‌ست که مسافرانش منتظر فصل خاصی نمی‌مانند. همیشه مسافرانی در راه مشهد و چشم انتظار زیارت هستند.

مسیر تهران مشهد با ماشین حدود ۹ ساعت و ۴۰ دقیقه است، یعنی باید ۸۸۸ کیلومتر را پشت سر بگذارید. با قطار هم می‌توانید به مشهد بروید. قطارها قیمت‌های مختلف دارند و بیشتر از ۱۰ ساعت در راهند تا به مقصد برسند. اگر در هزینه‌های سفر محدودیتی ندارید، بهترین کار این است که بلیت هواپیما رزرو کنید. مسافت تهران مشهد با هواپیما یک ساعت و ۲۵ دقیقه است.

فاصله تهران تا سرعین

سفر به سرعین و آب‌گرم معروفش خیلی می‌چسبد؛ از آن سفرهای پرخاطره‌ای که به‌خصوص گروهی خیلی خوش می‌گذرد. از تهران تا سرعین ۷ ساعت و نیم راه است. می‌توانید این ۶۲۰ کیلومتر را رانندگی کنید و از منظره‌های اطراف هم لذت ببرید.

فاصله تهران تا کرمان

فاصله‌ ۹۹۵ کیلومتری، یعنی ۱۰ ساعت و نیم رانندگی. اما همیشه راه آسان‌تر وجود دارد. اگر با پرواز تهران به کرمان سفر کنید، حدود یک ساعت و نیم بعد در مقصد هستید. بلیت هواپیما گران است؟ خوشبختانه مسیر تهران تا کرمان قطار دارد که ۱۴ ساعت در راه است.

فاصله تهران تا خرم‌آباد

خرم‌آباد شهر سرسبزی‌ست که آبشارهای زیادی دارد. اگر تصمیم به سفر هوایی گرفتید، مدت پرواز شما از تهران به خرم‌آباد ۴۵ دقیقه است. سفر زمینی به این شهر زیبا حدود ۶ ساعت طول می‌کشد و باید حدود ۵۰۰ کیلومتر برانید. شهر دورود در خرم آباد هم ایستگاه قطار دارد.

فاصله تهران تا بوشهر

یک ساعت و ۲۶ دقیقه مدت پرواز تهران به بوشهر است. اگر بخواهید صرفه‌جویی کنید و زمینی سفر کنید، مسافت ۱۰۴۷ کیلومتر را باید طی کنید. این مسیر ۱۳ ساعت راه است.

نوشته فاصله تهران تا شهرهای دیگر با هواپیما، قطار و ماشین چقدر است؟ اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

راهنمای رفتن به پلنگ دره

شهریور آخرین فرصت سفر در تابستان است، انگار داری با تابستان و روزهای بلندش وداع می‌کنی و باید مراسم را خوب به جا بیاوری.  در شهریور هوا به داغی تیر و مرداد نیست، روزها بلندند و آفتاب دیگر آنقدر تند و تیز نیست که طاقت راه رفتن را از آدم بگیرد، ولی همیشه هم حال و حوصله رفتن به جاهای دور نیست و دلمان می‌خواهد بعد از دو سه ساعت به مقصد برسیم. اگر ساکن تهران هستید پیشنهاد می‌کنیم به پلنگ دره بروید که نزدیک تهران است و هم آبشار دارد و هم جنگل.  

پلنگ‌دره کجاست؟

پلنگ دره

اگر دنبال جایی هستید که جنگل و رودخانه و آبشار را با هم داشته باشد، درست آمده‌اید. پلنگ‌دره آبشاری‌ست که در شیرگاه در استان مازندران قرار گرفته. شیرگاه یکی از شهرهای سوادکوه است که در فاصله ۳ ساعته از تهران قرار گرفته. فاصله‌ تهران تا پلنگ‌دره هم ۲۴۱ کیلومتر است. از جاده‌ فیروزکوه که راه را شروع کنید، حدود چهار ساعت طول می‌کشد به جنگل و آبشار پلنگ‌دره برسید.

برای رفتن به این منطقه باید خودتان را برای پیاده‌روی در جنگل و رودخانه و رانندگی در مسیر خاکی آماده کنید. این آبشار در شمال شرقی شیرگاه قرار گرفته و ارتفاعش ۸ متر است. برای رسیدن به آن حدود یک ساعت را باید در جاده خاکی رانندگی کنید، اگر آدم راه بلدی هم کنارتان باشد که چه بهتر.

بیشتر بخوانید: با آبشار گزو آشنا شوید

چرا باید این‌جا را ببینیم؟

مسیر رسیدن به دشت لارنه

مسیر رسیدن به پلنگ دره خیلی قشنگ است. وارد جاده‌ خاکی محلی که بشوید، از بین درخت‌های تنومند و سربه فلک کشیده باید رانندگی کنید. بعد پیاده‌رویتان شروع می‌شود، از بین درخت‌ها رد می‌شوید و آنها سایه سخاوتمندانه‌شان را رویتان پهن کرده‌اند.

اما فقط جنگل نیست، رودخانه‌‌های کم‌عمق و چشمه‌های جوشانی سر راه‌تان می‌بینید. صخره‌ها از خزه پوشیده شده و همه جا سبز است و خرم. پوشش گیاهی اینجا خیلی متنوع است ولی خیالتان راحت، از خرس و پلنگ و در کل حیوان وحشی در آن حوالی خبری نیست.

از رودخانه که بگذرید باید قید لباس‌های خشک‌تان را بزنید. بیشتر رودخانه کم‌عمق است ولی جاهایی هم هست که آب تا نیم متر بالا آمده و حسابی خیس‌تان می‌کند. نگران شرجی هوای شمال هم نباشید، چون با آب‌تنی حسابی خنک می‌شوید. راه رفتن توی این رودخانه یکجورهایی شبیه راه رفتن در تنگه واشی‌ست اما آب این رودخانه به سردی تنگه واشی نیست؛ هر چه باشد از میان جنگل می‌گذرد. عرض رودخانه در بیشترین حالت به حدود ۱۵ متر می‌رسد.

جنگل پلنگ دره

به آبشار که برسید، اگر هم خسته شده باشید، خستگی‌تان کمی درمی‌رود. آب آبشار در حوضچه‌ای می‌ریزد که کف آن با سبزه پوشیده شده. کار عاقلانه این است که که فکری هم برای ناهار کرده باشید و همراهتان چیزی برده باشید.

بیشتر بخوانید: همه چیز درباره آلاشت، بهشت مه گرفته سوادکوه

وسایل موردنیاز

از آن‌جایی که قرار است دل‌ به دریا که نه، به رودخانه بزنید، لباس اضافی، حوله، چکمه یا کفش مناسب و اضافی همراه داشته باشید و آنها را در کوله‌پشتی بگذارید که دستتان آزاد باشد.

بهترین فصل سفر

از اول اردیبهشت تا آخر تابستان برای رفتن به این منطقه زمان دارید.

مسیر دسترسی

از جاده‌ فیروزکوه راه بیفتید تا به شیرگاه برسید. چند کیلومتر بعد از ورودی شیرگاه و بعد از یک پل آهنی از جاده‌ اصلی خارج می‌شوید.

در ادامه از تابلوی سرمحیط‌بانی شیرگاه و از روستای نفار می‌گذرید. مسیر از اینجا خاکی می‌شود و به‌خصوص اگر نم بارانی هم زده باشد، احتمال گیر کردن ماشین وجود دارد. با فرض این‌که جاده خشک است و ماشین شما هم برای این مسیر مناسب است، ۱۳ کیلومتر دیگر رانندگی کنید.

حدود یک ساعت طول می‌کشد تا به اول مسیر پیاده‌روی برسید. ماشین را پارک کنید و بقیه‌ مسیر را از دل جنگل بروید. رودخانه را دنبال کنید تا به آبشار و حوضچه‌اش برسید.

نوشته راهنمای رفتن به پلنگ دره اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

بهترین رستوران های متل قو کدامند؟

چالوس را که رد کنید و از نمک آبرود که بگذرید به متل قو می‌رسید. سلمانشهر که به متل قو هم معروف است در استان مازندران، جزو توریستی‌ترین جاهاست و اگر روزهای تعطیل گذرتان به آنجا افتاده باشد می‌بینید که جای سوزن انداختن نیست. هم به دریا نزدیک است، هم مجتمع تجاری دارد و هم به قول معروف محل دور دور جوان‌ترهاست. این شهر رستوران‌های زیادی هم دارد و ما هم در این نوشته درباره رستوران های متل قو نوشته‌ایم.

 رستوران فرزین

رستوران فرزین متل قو

آدم در شمال دلش می‌خواهد تا می‌تواند کباب ترش و ماهی و میرزا قاسمی بخورد و اگر خوشمزه و خوب باشند که چه بهتر. رستوران فرزین از این موضوع سربلند بیرون آمده، در سایت‌های مختلف امتیازش بالاست و برنده سه دوره تندیس رستوران محبوب کشوری هم شده.

این رستوران در فضایی نیمه باز رو به دریا قرار گرفته، غذایتان را می‌خورید و دریا هم همان روبه روست و چی از این بهتر.

منوی رستوران فرزین متنوع است و چه شما غذاهای شمالی دوست داشته باشید، چه غذاهای ایتالیایی و فست فود به مراد دلتان می‌رسید. اما این رستوران بیش از همه به غذاهای ایرانی و پلوهایش معروف است. شیشلیک، میرزاقاسمی، سورکباب، اناردون و ماهی اوزون برون این رستوران امتحان خودشان را پس داده‌اند. دوغ محلی اینجا را هم باید حتما امتحان کرد، فقط اینکه در روزهای شلوغ باید در صف بایستید و قیمت غذاها هم چندان ارزان نیست.

آدرس: مازندران- متل قو

بیشتر بخوانید: غار دانیال مازندران، یکی از جاهای دیدنی متل قو

رستوران ملورین

رستوران ملورین متل قو

اگر دلتان بخواهد در باغی باصفا غذا بخورید که جوی آبی هم از کنار آلاچیق‌هایش می‌گذرد رستوران ملورین می‌تواند انتخابتان باشد. این رستوران هم غذاهای ایرانی دارد و هم ایتالیایی و توی سایتش هم نوشته شده: تجربه‌ای از گیلان تا میلان.

آنهایی که تجربه غذا خوردن در آن را داشته‌اند می‌گویند به شلوغی رستوران فرزین هم نیست ولی مثل بعضی از رستوران‌ها این رستوران هم ممکن است کیفیتش بالا و پایین شود، یکبار بروید و غذا باب طبع نباشد و بار دیگر از همه چیز خوشتان بیاید.

اما چه غذاهایی در این رستوران باید خورد؟ کته کباب، میرزاقاسمی، کباب ترش و غوره بادمجان و خورشت ناردون می‌تواند انتخابتان باشد.

آدرس: متل قو، کلارآباد، ابتدای بلوار شهید بهشتی  

کته کبابی محمدی

کته کبابی محمدی

کته کبابی در شمال ایران یکی از محبوب‌ترین‌هاست، غذایی ساده و ارزان و خودمانی که وقتی هوس خوردنش را کردی می‌توانی در فرعی‌ترین خیابان‌ها هم پیدایش کنی. کته کبابی محمدی هم در محله‌ای از محله‌های منطقه کلارآباد جزو قدیمی‌ها در این حوزه است.

منوی کته کبابی محمدی محدود است؛ کته کباب به اضافه کباب ترش، چنجه، جوجه یا کباب کوبیده که در مغازه‌ای ساده سرو می‌شود، قیمت‌هایش تقریبا مناسب است ولی فضای نشستنش محدود.

آدرس: روبروی متل قو، جنب بانک ملی، رو به رو بانک ملت

فست فود دانانو

فست فود دانانو متل قو

اگر از خوردن غذاهای برنجی و کباب خسته شدید و خواستید در همان محدوده متل قو فست فود بخورید، فست فود دانانو طبق نظر کاربران در سایت‌های مختلف جزو رستوران های خوب متل قوست. شما بسته به انتخابتان هم می‎توانید در فضای باز بنشینید یا در فضای داخلی. از غذاهایی که امتحانشان را در اینجا پس داده‌اند: برگر، پیتزا پپرونی و گارنی و چیزبرگر و سالاد سزار است.

آدرس: نرسیده به برج‌های عظیم زاده، نبش دهکده شیرین

نوشته بهترین رستوران های متل قو کدامند؟ اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

چرا باید مسجد کبود را ببینیم؟

بین جاهای دیدنی تبریز مسجد کبود یکی از معروف‌ترین‌هاست. هم تاریخ طولانی پشتش است و هم معماری تماشایی دارد و همینکه به طرف میدان ساعت بروید، گنبد مسجد را از توی خیابان می‌بینید که رنگ کبود آبی‌اش توجه‌تان را جلب می‌کند. اصلا در دنیا چهار مسجد آبی ساخته شده که مسجد کبود تبریز یکی از آنهاست.

عمر مسجد کبود به حدود سال ۸۴۵ خورشیدی می‌رسد. در آن زمان تبریز، پایتخت سلسله‌ ترکمانان قراقویونلو بود و نوبت به حکمرانی ابو المظفر جهانشاه رسیده بود. او این بنا را با نظارت همسرش جان بیگم خاتون ساخت. بعضی‌ها هم می‌گویند دخترش صالحه خانم دستور ساخت بنا را داده. حالا آرامگاه شاه و همسرش در زیرزمین انتهایی مسجد قرار دارد، چون همانطور که در نوشته‌های تاریخی می‌خوانیم وقتی جهانشاه کشته می‌شود، جنازه‌ او را این‌جا دفن می‌کنند.

مسجد کبود تبریز

اگر سفرنامه‌های تاریخی را بررسی کنیم، می‌بینیم که مدت ساخت آن‌را حدود ۳۰ سال نوشته‌اند. جهانشاه مجموعه‌ مظفریه را در این محوطه ساخته بود که صحن، خانقاه و کتاب‌خانه داشت. متاسفانه همه‌ این‌ها از بین رفته. بنای مسجد هم طی سال‌های طولانی که گذشته، آسیب زیادی دیده. در زلزله‌ سال ۱۱۵۸ خورشیدی حتی گنبد هم پایین ریخت و بعدها بازسازی شد.

در سردر بنا کاشی معرق کار شده و ترکیب کاشی و آجر درکنار هم حیرت انگیز است. بقیه‌ مسجدها مثل مسجدهای اصفهان به‌رنگ آبی فیروزه‌‌ای تزیین شده‌‌اند، اما در این‌جا با آبی تیره‌ قشنگی روبرو می‌شوید. کاشی‌های لاجوردی مسجد غرق در معرق و نقش و نگاره‌هایی‌ست که حسابی سر ذوقتان می‌آورند.

مسجد کبود تبریز شاهکار معماری دوره‌ اسلامی‌ست و اسم‌های دیگری هم دارد؛ مثل مسجد جهانشاه،‌ فیروزه اسلام، مسجد شاه جهان، عمارت و مسجد مظفریه. در ترکی هم به این مسجد، گوی مسجد یا گؤی مچید می‌گویند.

معماری

محوطه داخلی مسجد کبود

زمانی این بنا یک گنبد اصلی و یک گنبد جنوبی داشته که اولی روی صحن بزرگ و دومی روی صحن کوچک‌تر ساخته شده بودند. هفت گنبد کوچکتر روی شبستان‌های شرقی و غربی وجود داشته.

دورتادور شبستان بزرگ سوره‌ فتح به‌شکل برجسته نوشته شده که کارشناسان می‌گویند احتمالا به پیروزی‌های جهانشاه مربوط است.

بیشتر این عمارت با آجر ساخته شده و آجرها با گچ، بندکشی شدند. صحن عمارت مربع شکل است. حوض برای وضو و چند شبستان دور صحن وجود دارد. به‌نظر می‌رسد معماران به‌خوبی هندسه می‌دانستند و در طراحی هنرمندانه‌ این ساختمان، آب و هوای تبریز را هم در نظر داشته‌اند.کف مسجد کاشی‌های براق قشنگی دارد که حالا با موکت پوشانده شده‌اند و چیزی ازشان پیدا نیست.

مرمت

مسجد کبود تبریز

طی چندین سال مرمت مسجد طول کشید تا سال ۱۳۵۵ که کار تقریبا به پایان رسید. البته کاشی‌کاری‌ها کاملا مرمت نشده‌‌اند.

یکی از جالب‌ترین بخش‌های کار مرمت، بازسازی گنبد اصلی‌ست که رضا معماران آن را انجام داده. گنبد بدون سازه ساخته شده بود و معماران معاصر نمی‌دانستند چطور می‌توانند به همان سبک کار بازسازی را انجام بدهند.

باوجود ویرانی‌هایی که هنوز در همه جای این مکان به‌چشم می‌خورد، بعد از بازدید می‌فهمید که چرا به فیروزه اسلام معروف است.

بیشتر بخوانید: سفرنامه تبریز

جاذبه‌های نزدیک

میدان ساعت تبریز

پارک خاقانی درست کنار مسجد جهانشاه قرار دارد. کافی است چند قدم پیاده‌روی کنید تا موزه‌ آذربایجان را ببینید. البته محتوای موزه با اسمش ارتباطی ندارد. اگر تماشا و بررسی ظرف‌ها و کتبیه‌های تاریخی برای شما جالب باشد، از این موزه خوش‌تان می‌آید.

چند خانه‌ قدیمی مثل موزه‌ سنجش، خانه‌‌ حیدرزاده، خانه‌ نیکدل و خانه‌ استاد شهریار نزدیک مسجد قرار دارند مه خانه حیدرزاده از بین‌شان خیلی تماشایی‌ست. اگر در جهت عکس حرکت کنید، به عمارت شهرداری و میدان ساعت می‌رسید و کمی که پیاده بروید پیاده راه تربیت هم پیش رویتان است.

بیشتر بخوانید: بهترین کافه های تبریز کدامند؟

قیمت بلیت ووردی

بلیت ورودی ۲۵۰۰ تومان است.  این جاذبه‌ گردشگری تعطیلی هفتگی ندارد و فقط در روزهای سوگواری تعطیل است. تابستان‌ها از ساعت ۹ صبح تا ۸ شب و زمستان‌ها از ۸ صبح تا ۵ بعد از ظهر می‌توانید به اینجا سر بزنید.

دسترسی به مسجد کبود

این مسجد در خیابان پر رفت و آمد امام قرار گرفته و پیدا کردن آن اصلا سخت نیست. اگر با ماشین شخصی بروید، احتمالا مدتی معطل پیدا کردن جای پارک خواهید شد. با تاکسی و اتوبوس بی‌آر‌تی هم به این اثر تاریخی دسترسی خواهید داشت.

نوشته چرا باید مسجد کبود را ببینیم؟ اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

با سنگچال مازندران آشنا شوید

شاید درباره‌ فیلبند زیاد شنیده باشید. روستای سنگچال سر راه فیلبند است و از نظر قشنگی چیزی کمتر از آن ندارد. این روستای زیبا نزدیک آمل قرار گرفته و رسیدن به آن هم راحت است.

سنگچال کجاست؟

سنگچال

سنگچال قبلا بخشی از بابل بود. اما الان دیگر چند سال است که به دهستان چلاو شهر آمل تعلق دارد. این‌جا در حدود ۴۲ کیلومتری آمل است و با فیلبند ۷ کیلومتر فاصله دارد. در فصل سرما رفتن به فیلبند کار دشواریست، اما سنگچال در همه‌ فصل‌ها دردسترس است.

شاید اسم این روستا عجیب به‌نظر برسد. سنگ بزرگی در این آبادی وجود دارد که بالای آن گودال بزرگ دست‌سازی وجود دارد. سنگچال هم ترکیبی‌ست از دو کلمه سنگ و چال و اشاره به همین سنگ و گودال دارد.

چرا باید این روستا را ببینیم؟

روستای سنگچال

این روستای ییلاقی در دامنه‌ کوه قرار گرفته و پر است از درختان تنومند و سرسبز. چندتا چشمه هم دارد که آب آشامیدنی مردم از همان‌ها تامین می‌شود.

این‌جا یکی از بلندترین ییلاق‌های مازندران است که منظره‌های تماشایی دارد. از جنگل و کوه تا چرای دام و تک‌درخت‌های قشنگ. خلاصه که از هوای پاک، آرامش و جای سرسبز و باصفا تا میزبان خونگرم همه چیز مهیاست.

اگر دوست دارید جاهای تاریخی ببینید، باز هم در این روستا بی‌نصیب نمی‌مانید. در جنوب روستا یک دژ باستانی هست که اسمش اسپه خانه یعنی سفیدخانه است.

قدمت این قلعه حدود سه تا چهار هزار سال برآورد شده. مثل همه‌ قلعه‌ها این‌جا هم کاربرد نظامی و دیده‌بانی داشته. ارتفاع دژ حدود ۱۰ متر تخمین زده شده و جالب این‌که اطراف قلعه هم قبرهای زرتشتی وجود دارد که نشان می‌دهد از هزاران سال پیش در این منطقه زندگی درجریان بوده است. بالای روستا هم امام‌زاده محمد را می‌بینید که در فهرست آثار ملی ثبت شده.

کجا اقامت کنیم؟

در سفر به شمال همیشه گزینه‌ اجاره‌ی خانه‌های محلی وجود دارد. می‌توانید همان‌جا سراغ اتاق یا خانه‌ اجاره‌ای را از محلی‌ها بگیرید. ولی اگر هتل را ترجیح می‌دهید، نگاهی به لیست هتل ‌های آمل بیندازید. آمل دو هتل ۳ ستاره دارد که قیمت رزرو آنها ۱۳۲ هزار و ۱۴۵ هزار تومان است.

جاذبه‌های نزدیک

فیلبند

از روستای سنگچال ۶ تا ۷ کیلومتر که جلو بروید، به فیلبند می‌رسید. مسیر کاملا سربالایی و پر از پیچ و خم است.  فیلبند طبیعت نفس‌گیری دارد و بسیار بکر و زیباست. این روستا مقصد هیجان‌انگیزی برای کوه‌پیمایی و جنگل‌نوردی‌ست. این دهکده‌ ییلاقی بام شرق مازندران است؛ پس شک نکنید که خودتان را بالای ابرها خواهید دید.

هرسال هفته‌ آخر مرداد در فیلبند مراسمی محلی برگزار می‌شود که موسیقی و غذای محلی در کنار نمایش لباس سنتی بخشی از آن است.

اگر از تهران به آمل می‌روید، در حدود ۸۶ کیلومتری راه و نزدیک گزنک، از روی پل وارنا می‌گذرید و به منطقه‌ امیری می‌روید. بعد از پل به راست می‌پیچید. روستای شاهاندشت در دو کیلومتری شماست. ماشین را همین‌جا پارک کنید و پیاده در دامنه‌ کوه راه بیافتید تا به آبشار شاهاندشت، یکی از جاهای دیدنی آمل برسید. روی ۴۵ دقیقه پیاده‌روی حساب کنید. پیشنهاد می‌کنیم برای بازدید از آبشار شاهاندشت، بهار و تابستان را انتخاب کنید.

مسیر دسترسی

برای رفتن به سنگچال، از جاده هراز باید بروید. باید رودهن، آبعلی و گزنک را پشت سر بگذارید. ۲۵ کیلومتر مانده به آمل از سمت شرق که دست راست جاده می‌شود، خروجی سنگچال را می‌بینید. مسیر باصفایی است که با پل روی رودخانه‌ هراز شروع می‌شود. مسیر تا رسیدن به سنگچال آسفالت است و موبایل آنتن می‌دهد. جاده‌ فرعی ۱۸ کیلومتر است.

نوشته با سنگچال مازندران آشنا شوید اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

ییلاق زندانه کجاست؟

آدم دلش می‌خواهد در تابستان تا می‌تواند به جاهای خنک برود و کجا بهتر از ییلاق‌هایی که در گوشه و کنار ایران و به خصوص شمال ایران هست؟ ییلاق‌های زیادی در این منطقه هستند که توریستی و معروفند ولی ما امروز درباره یکی از ییلاق‌های نه چندان معروف در جاده زندانه.

ییلاق زندانه کجاست؟

ییلاق زندانه

زندانه با اسم عجیب و غریبش در ارتفاعات تالش گیلان و در بخش پره سر قرار گرفته. فاصله این ییلاق تا خلخال ۷۳ کلیومتر است. برای رفتن به این ییلاق اول باید بروید رشت و از رشت به رضوانشهر و بعد از آنجا به سمت پونل و در ادامه جاده پونل به خلخال بروید و حدود ۴۵ کیلومتر از این مسیر را در دل کوه‌های سرسبز و جنگلی برانید. در کل از رشت تا این ییلاق ۳ ساعت با ماشین راه  و تا بالاترین نقطه  ۴ ساعت فاصله است.

این منطقه خیلی خوش آب و هواست و تعجبی هم ندارد چون در ارتفاع ۱۶۸۰متری واقع شده.

زندانه پر از مرتع و جنگل‌های زیباست و وقتی به پایین نگاه می‌کنید از ارتفاعش هم دچار هیجان می‌شوید و هم وحشت. اسب‌های وحشی و گله‌های گوسفند این منطقه را تماشایی‌تر هم کرده‌اند و به اضافه کلبه‌هایی چوبی که از آنها می‌شود منظره سبز و کوهستانی و بعضا مه گرفته اطراف را دید.

ییلاق زندانه

شبنم پندی یکی از کسانی که به زندانه سفر کرده درباره این منطقه می‌گوید: زندانه جایی‌ست با آفتاب سوزان اما هوایی خنک در تابستان. سوغاتی این منطقه عسل است و مردمش هم خیلی خونگرمند. شما در اینجا از جنگل‌های شیب‌دار تا کوه و رودخانه می‌بینید، چیزهایی که در جای دیگر پیدا نمی‌شود.

شبنم می‌گوید مسیر رسیدن به زندانه یا زندونه راحت است و با هرماشینی می‌شود رفت. کلبه‌هایی هم هست که می‌شود از افراد محلی اجاره کرد و برخلاف چیزی که می‌گویند این ییلاق برق هم دارد. در مسیرتان هم رودخانه است که می‌شود پیاده شد و چند لحظه‌ای کنارش بود.

بیشتر بخوانید: جاده اسالم به خلخال

الان چند سال است که جشنواره بازی‌های بومی محلی ییلاقات زندانه (زندونه) و صالح از توابع بخش پره سر شهرستان رضوانشهر چندین سال است که بطور منظم برگزار می‌شود.

در نخستین سال‌های برگزاری، این جشنواره فقط شامل مسابقه سوارکاری بود، اما به مرور زمان بازی های بومی و محلی هم به این مراسم اضافه شد و حالا مراسم عروس بران هم برگزار می‌شود و یک زوج تالشی  با همراهی اهالی روستا و مراسمی تماشایی به خانه بخت می‌روند. این جشنواره هر سال اواخر تیرماه برگزار می‌شود.

نوشته ییلاق زندانه کجاست؟ اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

چرا باید گنجنامه همدان را ببینیم؟

چه به چیزهای تاریخی علاقه داشته باشید، چه دلتان بخواهد در جایی خوش آب و هوای دو ساعتی را خوش بگذرانید، گنجنامه همدان می‌تواند مقصدتان باشد. به خصوص که این منطقه، آبشار و دهکده تفریحی هم دارد.

گنجنامه کجاست؟

آبشار گنجنامه

گنجنامه نزدیک همدان یعنی در فاصله‌ ۱۱ کیلومتری شهر است. قدیم‌ها این منطقه یکی از جاهای دیدنی دور از شهر محسوب می‌شد، اما آنقدر ساختمان در طی سال‌ها ساخته شد که دوری گنجنامه دیگر زیاد به چشم نمی‌آمد.

این جاذبه در جایی قرار گرفته که به اصطلاح ” بالاشهر” همدان محسوب می‌شود، در منطقه عباس آباد که باغ زیاد است و جاده خیلی قشنگی هم دارد. در همان قدیم، این جاذبه توریستی به قول معروف چیز زیادی نداشت، یک آبشار بود و رودخانه و کتیبه ولی به مرور زمان دارای ملحقات بسیاری شد.

چرا به این منطقه برویم؟

پیک نیک در گنجنامه

اعتبار این منطقه بیشتر به کتیبه‌هایی‌ست که از دوره‌ هخامنشی تا امروز به جا مانده‌اند. این محل در دوره‌ هخامنشی راه شاهی بوده و هگمتانه را به بابل وصل می‌کرده و به دلیل پر رفت و آمد بودن، برای نصب کتیبه‌ها انتخاب شده.

چند سال پیش یک دهکده تفریحی- توریستی در این ناحیه ساخته شد که از آن موقع کتیبه‌ها در دل آن قرار گرفته‌اند. این دهکده امکاناتی مثل رستوران و اقامت‌گاه هم دارد.

دو لوح در این محل می‌بینید. لوح سمت چپ به اسم داریوش کبیر است که کمی بالاتر قرار گرفته. لوح سمت راستی به خشایارشاه تعلق دارد. سوراخ‌های منظمی که کنار لوح‌ها وجود دارد، نشان می‌دهد که احتمالا در گذشته درپوشی برای محافظت از آنها وجود داشته.

هر کدام از کتیبه‌ها سه ستون بیست خطی نوشته دارند. ستون سمت چپ به زبان‌ پارسی باستان نوشته شده، ستون وسط به زبان ایلامی و ستون سمت راستی به زبان بابلی نو. همه‌ به خط میخی نوشته شده‌اند.

آبشار گنج‌نامه

آبشار گنجنامه

به این منطقه که برسید و از چند پله که بالا بروید به آبشار می‌رسید. کنار آبشار کبابی و جگرکی‌های زیادی هست به اضافه دست‌فروش‌هایی که آدم را جذب می‌کنند. از پایین آبشار هم رودخانه می‌گذرد وبا وجود رستوران‌هایی که تخت‌هایشان را روی رودخانه برپا کرده‌اند مثل درکه و دربند تهران شده.

این آبشار با کتیبه‌ها فاصله‌ای ندارد. ارتفاع آن ۱۲ متر است و دبی آن حدود ۲۰۰ لیتر در ثانیه. اگر در فصل گرما به آن‌جا بروید، حسابی خنک است. اگر زمستان باشد، می‌بینید که قندیل‌های یخ‌بسته چقدر قشنگ و جذابند. تابستان‌ها صخره‌نوردها به آبشار می‌روند و زمستان‌ها یخ‌نوردها.

بیشتر بخوانید: سراب گیان، چشمه پرآب ایران را بشناسیم

دشت میشان

دشت میشان

پشت آبشار گنجنامه دشت خیلی زیبایی در دامنه‌ کوه الوند پیدا می‌کنید که بهار برای خودش بهشتی می‌شود. آنقدر طبیعت این دشت در بهار دیدنی‌ست که گذشته از کوهنورد‌ها، توریست‌های زیادی برای دیدنش می‌روند. در بین صخره‌های آن آبشارهای فصلی وجود دارند که جذابیتش را بیشتر کرده‌اند. وسعت آن حدود یک هکتار است.

تله‌‌کابین

دهکده تفریحی گنجنامه قسمت‌های مختلفی دارد از شهربازی و آکواریوم و بازارچه تا تله کابین. طول تله‌کابین این منطقه ۱۶۸۰ متر است و ۸۰۰ متر بالا می‌رود. شما از گنج‌نامه سوار می‌شوید و در دشت میشان پیاده خواهید شد. بعد از گشت و گذار در دشت، با همین تله‌کابین به گنج‌نامه برمی‌گردید. زمان رفت و برگشت باتوجه به جهت وزش باد بین هفت تا ۱۵ دقیقه است.

روزهای هفته تله کابین از ساعت ۱۰ شروع به‌کار می‌کند، ولی جمعه‌ها از ۶ و نیم صبح باز است. آخرین زمان برگشت هم ۸ شب است.

سورتمه ریلی

پیشنهاد ما برای کسانی که اهل هیجان هستند، سورتمه ریلی است. سرعت آن ۴۵ کیلومتر بر ساعت و مسیر آن ۱۱۵۰ متر است.

منظره‌ای که پیش روی شما قرار می‌گیرد دره‌های عباس‌آباد است. این سورتمه از ۱۰ صبح کارش را شروع می‌کند.

غار آکواریوم

غار آکواریوم

شاید بد نباشد دقایقی را هم به تماشای ماهی‌ها اختصاص بدهید و از نگاه خیره‌شان ذوق کنید.  در غار، ۲۱ آکواریوم وجود دارد که در آنها انواع ماهی و خزندگان زندگی می‌کنند. در راهروهای غار مه و باران مصنوعی یکدفعه غافلگیرتان می‌کند تا احتمالا این حس را به شما بدهد که جلوی یک دریای طوفانی ایستاده‌اید.

شهربازی

این‌جا هم برای بچه‌دارها مناسب است و هم برای آنهایی که بازی دوست دارند. از ماشین کوبنده و ترامپولین تا فوتبال‌دستی می‌تواند سرگمتان کند.

کجا اقامت کنیم؟

شاید بخواهید در ویلاهای کوهستانی که در مجموعه‌ گنجنامه قرار دارند، اقامت کنید. ما پیشنهاد می‌کنیم هتل‌ های همدان را هم بررسی کنید.

بین هتل‌های همدان گزینه‌های ۳ و ۴ ستاره‌ی زیادی هست. گران‌ترین آنها هتل باباطاهر است که برای اتاق دو تخته ۳۴۲ هزار تومان دریافت می‌کند. اما اگر بودجه‌ کمتری برای اقامت دارید، نگران نباشید. قیمت رزرو از ۱۳۵ هزار تومان برای اتاق دوتخته‌ دابل شروع شده و بالا می‌رود.

جاذبه‌های نزدیک

از مرکز شهر تا گنج‌نامه همدان ۱۱ کیلومتر فاصله است، یعنی کمتر از نیم ساعت در راه خواهید بود. جاهای دیدنی زیادی در شهر وجود دارد که کافی است این نیم ساعت راه رفته را برگردید و به آنها برسید.

یکی از جاهای دیدنی همدان آرامگاه بوعلی سینا واقع در میدان ابوعلی سیناست که تا گنجنامه یک ربع فاصله دارد. آرامگاه باباطاهر در میدان باباطاهر قرار گرفته و تا گنجنامه حدود ۲۰ دقیقه فاصله دارد.

مسیر دسترسی

جاده‌ همدان به عباس‌آباد را ادامه دهید تا به میدان قائم برسید. در بلوار کولاب برانید تا میدان عباس‌آباد را ببنید. این‌جا ابتدای جاده‌ گنج‌نامه است. جاده انقدر باصفاست که خستگی را احساس نمی‌کنید. اگر تابلوهای مجموعهی تفریحی- توریستی را دنبال کنید، اول به محوطه‌ رستوران‌ و بازارچه می‌رسید.

راه دیگری هم هست. همدان شهری‌ست پر از بلوار و میدان. بروید میدان بوعلی سینا، اینجا خودش چندتا بلوار دارد که یکی از بلوارها می‌رود سمت بلوار ارم و عباس آباد. این مسیر را که ادامه بدهید می‌رسید گنجنامه

نوشته چرا باید گنجنامه همدان را ببینیم؟ اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

جاهای دیدنی کلیبر کدامند؟

کلیبر یکی از شهرهای آذربایجان شرقی است که با تبریز  یک ساعت فاصله دارد و جان می‌دهد برای سفرهای تابستانی. جاهای دیدنی کلیبر کم نیستند و همه جور سلیقه‌ای را راضی می‌کنند. آنقدر دشت و سبزه اطراف کلیبر پیدا می‌شود که حسابی بهتان خوش می‌گذرد، به خصوص که این شهر با جنگل های ارسباران هم یک ساعت بیشتر فاصله ندارد.

قلعه بابک

قلعه بابک

یکی از معروف‌ترین جاهای دیدنی کلیبر قلعه بابک است. دژ بابک دوره‌ ساسانی ساخته شده، ولی بابک خرمدین در حول و حوش مبارزه با حکومت عباسیان، به این دژ آمد و اسم اینجا هم وام‌گرفته شده از اسم اوست. قلعه در ارتفاع ۲۳۰۰ متری ساخته شده. آن بالا که برسید منظره‌ نفس‌گیری زیر پایتان است.

از شهر که برای دیدن این قلعه راه بیفتید، فقط سه کیلومتر با آن فاصله دارید. مسیر آسفالت است، اما اگر اهل کوه‌پیمایی هستید، می‌توانید از راه خاکی و باتوم به دست بالا بروید. البته در نهایت دو مسیر یکی می‌شوند.

آن بالا که برسید باید از پله‌های سیمانی زیادی بالا بروید تا به دژ برسید. بیشتر از نصف پله‌‌ها را که بالا رفتید، کافه‌ای می‌بینید که برای استراحت و چای خوردن خیلی مناسب است. هوای پاک و ملایم و منظره‌ درختان جنگل‌ ارسباران، حسابی خستگی راه را از تن بیرون می‌کند.

جنگل‌ ارسباران

جنگل ارسباران

یکی از دیدنی‌های معروف شهرستان کلیبر جنگل قره داغ یا ارسباران است؛ جنگلی پردارو درخت و سرسبز که درختان متنوع و جورواجور دارد و حیوانات مختلفی در آن زندگی می‌کنند.

تا چشم کار می‌کند جنگل است. شاید تصورش سخت باشد که ۱۰۸۰ گونه‌ی گیاهی در قره باغ وجود دارد. بیشتر از همه گردو، بلوط، ممرز، گیلاس وحشی، افرا و سرخدار می‌بینید.

در پارک ملی ارسباران بیشتر از ۳۲۰ گونه جاندار زندگی می‌کند. عقاب،‌ شاهین، کبک، گرگ، روباه،‌ شغال و خرس قهوه‌ای در این جنگل خانه دارند. اگر هوس کردید این جنگل را از نزدیک ببینید، بهتر است تا هوا سرد نشده چمدانتان را ببندید.

پارک جنگلی مکیدی

پارک جنگلی مکیدی

در دره‌‌ سرسبز و دیدنی مکیدی در ۲۰ کیلومتری کلیبر، روستایی به همین نام وجود دارد. در دره‌ مکیدی پارک جنگلی ساخته‌اند تا توریست‌ها راحت‌تر از آن دیدن کنند.

این‌جا پر است از درختان میوه، مثل زغال‌اخته، گردو، تمشک و فندق. گیاهان دارویی و جنگلی زیادی هم پیدا می‌شود، مثل شیرین‌ بیان، آویشن و بومادران.

این پارک جنگلی پارکینگ، آلاچیق و بوفه دارد، ولی از رستوران خبری نیست. ما که می‌گوییم بساط پیک‌نیک همراه داشته باشید.

از قلعه بابک تا پارک جنگلی مکیدی حدود ۱۴ کیلومتر یعنی نیم ساعت فاصله دارید. با ادامه‌ جاده‌ی آسفالت قلعه‌ به سمت غرب، از روستاهای شجاع‌آباد، هجران‌دوست، آغویه و علی‌آباد می‌گذرید تا به مکیدی برسید.

منطقه‌ حفاظت‌شده‌ آینالو

منطقه حفاظت شده آینالو

اگر کمی وقت بگذارید و ۴۵ کیلومتر از کلیبر دور شوید، به منطقه‌ گردشگری اینالو می‌رسید. این‌جا آنقدر سبز و خرم است که خستگی راه را فراموش می‌کنید.

از جاده‌ قلعه بابک که حرکت کنید، بعد از ۴۵ کیلومتر در سمت چپ تابلوی آینالو را می‌بینید که مسیر فرعی را به‌ شما نشان می‌دهد.

درواقع آینالو در بکرترین جای جنگل ارسباران قرار گرفته. این منطقه‌ حفاظت‌شده بهشت طبیعت‌دوست‌ها و طبیعت‌گردهاست. پوشش گیاهی خیلی قشنگی دارد و انواع درختان را می‌توانید در آن ببینید. گونه‌های جانوری در آینالو متنوع است، اما شهرت آن به‌خاطر احیای نسل مارال است.

شاید ندانید اسم آینالو از کجا آمده. طومانیاس، از تاجران ارمنی دوره‌ قاجار در این منطقه زندگی می‌کرده. عمارت او سقف فلزی داشته که نور را مثل آیینه بازتاب می‌داده. به همین دلیل محلی‌ها آن‌را آیینه‌لو می‌نامیدند و به آینالو معروف شد.

کنار عمارت طومانیاس، جای مناسبی برای برپا کردن چادر وجود دارد. ولی همه‌ وسایل موردنیاز مثل خرد و خوراک و آب همراه ببرید.

جاذبه‌های نزدیک

بازار اهر

از اهر تا کلیبر یک ساعت بیشتر راه نیست. پس می‌توانید بعد از گشت و گذار در طبیعت، یک روز را هم در اهر بگذرانید. اگر بازارهای قدیمی را دوست دارید، بروید و بازار سرپوشیده‌ اهر را از نزدیک ببینید. این بازار در خیابان امام قرار گرفته و معماری آجری دارد.

بعد از گشتن و خرید در بازار، به مسجد جامع اهر سر بزنید که ۲۱ گنبد دارد و از دوره‌ی سلجوقیان تا الان پابرجاست.

مسجد جامع در خیابان رسالت، کوچه‌ی مسجد جمعه قرار گرفته.

جاذبه‌های گردشگری اهر بیشتر از این‌هاست. مقبره شیخ شهاب‌الدین اهری در پارک باصفایی به همین اسم واقع شده. خانقاه این عارف قرن هفتمی بنای آجری خیلی قشنگی دارد که به دیدنش می‌ارزد. موزه شیخ شهاب‌الدین اهری هم همان جاست. در این موزه آثار ادبی و عرفانی دوره‌ی صفوی تا قاجار به نمایش درآمده. خانقاه از مسجد جامع دور نیست. پس اگر اهل موزه‌گردی باشید، بهتان خوش می‌گذرد.

کجا اقامت کنیم؟

هتل آپارتمان آنزا در قلب شهر تنها هتل کلیبر است که درست نزدیک به مسجد جامع و رودخانه‌ کلیبر قرار گرفته.

قیمت رزرو این هتل از ۱۵۷ هزار تومان برای اتاق دو تخته شروع می‌شود و به ۷۲۶ هزار تومان برای سوئیت سه تخته رویال می‌رسد.

مسیر دسترسی به کلیبر

از تهران تا کلیبر حدود ۷۶۰ کیلومتر راه است. از اتوبان تهران – کرج مسیر را آغاز کنید و تا قزوین و بعد زنجان ادامه دهید. مسیر سفر از زنجان تا تبریز ادامه پیدا می‌کند. نزدیک تبریز تابلو‌ها را دنبال کنید. از اهر هم بگذرید تا به مقصد برسید.

نوشته جاهای دیدنی کلیبر کدامند؟ اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.

سفرنامه تبریز

راحله رسولی

شما رو نمی‌دونم ولی وقتی به تبریز فکر می‌کنم یهو باد خنکی میاد، لباس تو تنت تکون میخوره، موهات که وسط تابستون چسبیدن به فرق سرت، یهو افشون میشن. حتی شاید لازم باشه یه پتو هم بپیچی دورت و پاهات رو هم ببری زیر پتو و دستات رو هی ها کنی که گرم بشن. تبریز تو ذهن من این شکلیه و برای همین گفتیم حالا که گرمای تهران ذله‌مون کرده بریم تبریز یه بادی بهمون بخوره، ولی زهی خیال باطل.

از گرمای هوای تهران کلافه شده بودیم و دلمون میخواست بریم یه جای خنک. اول فکر کردیم بریم ارسباران ولی چون نتونستیم خونه پیدا کنیم و نمی‌دونستیم کجا بمونیم گفتیم طبیعت رو بی‌خیال بشیم و بریم یه جا و تو شهر بچرخیم. دمای هوا رو چک کردیم. تبریز ۳۱ درجه. مگه میشه؟ محاله. تبریز؟ ۳۱ درجه؟ یه کم دو دوتا چهارتا کردیم و گفتیم هرچی هم نباشه ۴ درجه از تهران خنک‌تره و این خودش کلیه. شاید هم این یه بار بخت باهامون یار بود و همین که رسیدیم اونجا یهو تگرگ شد. خدا رو چه دیدی.

چطور بریم بهتره؟ با قطار. دو تا بلیط قطار از شرکت رجا گرفتیم به مبلغ ۵۶ هزار تومان. از تهران تا تبریز با قطار ۱۲ ساعت راهه، با اتوبوس هم می‌تونید ۸ ساعته برید تبریز ولی کی حوصله نشستن تو اتوبوس رو داره؟ یه زمان بود که زانو درد و کمردرد سن و سال می‌شناخت ولی الان خیلی وقته که این چیزا ممکنه سراغ تو هم بیاد و اونی که زانوهاش رو مدام تو جمع‌ها می‌ماله تو باشی.

بلیطمون برای ۲۰ دقیقه به ۶ عصر بود. با مترو یه ساعت زودتر رفتیم راه آهن. توی سالن تابلوها رو نگاه کردیم. قطاری که قرار بود سوارش بشیم از مشهد می‌اومد و مسافرای تهران رو هم سوار می‌کرد. از من می‌شنوید موقع بلیط خریدن حتما به عبوری یا غیرعبوری بودن قطار دقت کنید و سوار قطار عبوری نشید. یک ساعت گذشت، دو ساعت گذشت، ولی خبری از قطار عبوری نشد. مسئولای ایستگاه می‌گفتن تو راه گیر کرده و این رو خیلی خونسرد می‌گفتن. مگه اینجا هنده که قطار تو راه گیر کنه؟

شما رو نمی‌دونم ولی اینجور وقتا دلت می‌خواد یه همدردی‌ای باهات بشه یا مسئول مربوطه حتی از پشت بادجه بیاد اینور، شونه‌هات رو بماله و بگه عیب نداره درست میشه. اینهمه تو زندگیت حرص خوردی چی شد؟

زنگ زدم به شرکت رجا و شکایتم رو از دیرکرد قطار ثبت کردم و منتظر عودت کل مبلغ بودم که همین چند روز پیش یه اس ام اس برام اومد که مسافر گرامی، قطار شما شامل حال خسارت نمی‌باشد. که البته جای تعجبی هم نداشت.

قطار بالاخره رسید به ایستگاه راه آهن تهران. تو رو خدا می‌گفتید یه گوسفندی بکشیم جلوتون. خوشحال و الله اکبر گویان از جامون بلند شدیم که متوجه شدیم مسئولان قطار عبوری رفتن نماز بخونن. از بختیاری ماست شاید که آنچه می‌خواهیم یا به دست نمی‌آید، یا از دست می‌گریزد؟ کسی دقیق نمی‌دونه.

بالاخره ساعت ۱۰ شب خسته و لنگ لنگون سوار قطار شدیم. همه جا تاریک بود و نمیشد چیزی از منظره بیرون دید و تو باید سر خودت رو تو همونجایی که نشسته بودی یه جوری گرم میکردی. من مسافرت با قطار رو خیلی دوست دارم، چون به غیر از اینکه میتونی پاهاتو دراز کنی و دراز بکشی، به سقف زل بزنی و بین واگن‌ها برای خودت بگردی، صدای قطار و خواب راحت شبش که انگار تو ننویی و داری تکون تکون می‌خوری خیلی خوبه.

ساعت نزدیکای ۱۰ بود که رسیدیم راه آهن تبریز. ما نمی‌دونستیم تو تبریز هم اسنپ هست و چون دو ساعت بعد می‌فهمیدیم، از همون جلوی راه آهن ۱۰ هزار تومن دادیم و رفتیم بازار تبریز تو خیابون جمهوری بعد که فهمیدیم تبریز اسنپ داره به خاطر اون ۱۰ هزار تومان قلبمون خیلی فشرده شد.

سفر ما یه سفر سه روزه قرار بود باشه. اول تبریز رو می‌گشتیم، بعد می‌رفتیم حیران و بعد اردبیل و بعدم تهران. قرار بود یه روز تبریز باشیم و باید خیلی سریع همه جا رو می‌گشتیم.

اول از بازار شروع کردیم. بازار تبریز خیلی بزرگه و تا چند تا خیابون کشیده شده. تو این بازار بیشتر از هرچیز دیگه‌ای فرش هست. این بازار که طولانی‌ترین بازار مسقف دنیاست، خیلی بزرگه و قسمت‌های مختلفی داره. یه سری حیاط کوچیک تو بازار هست که خیلی فضای خوبی دارن، پردارو درختند و توی کارگاه‌ها و زیرزمین‌هاش دارن قالی میبافن یا قالی رفو میکنن و صدای خوردن دفه به دار قالی خیلی خوبه. این حیاط‌ها به حال خودشون رها شدن و اونطور که باید ازشون استفاده نمیشه، مثلا یه میز و صندلی‌ای توش باشه که  بشه نشست و یه چایی باقلوا خورد. هیچی به هیچی.

بازار تبریز

بازاریا تازه ساعت ۱۱ مغازه‌هاشون رو باز میکنن و تو تو این فاصله می‌تونی خوب راه بری و همه پستوها رو بگردی و چایی یا املتی بخوری. تا یکی دو ساعت دیگه بازار جای سوزن انداختن نداره و تازه ساعت ۲- ۳ هم بسته میشه. چون نمی‌دونم می‌دونید یا نه تو شهرستانا یه رسم قشنگی هست که مغازه ها رو زود تعطیل میکنند و میرن خونه میخوابند، بعضی شهرها دوباره برمیگردن سرکار ولی تو تبریز از این خبرا گویا نیست.

بخش مظفریه بازار تبریز خیلی قشنگ و پر از فرش فروشیه.  من تا قبل اینکه برم بازار تبریز، تصوری از رنگ و طرح‌ فرش‌ها نداشتم و فکر می‌کردم شبیه فرشای کاشان یا قشقایی باید قرمز رنگ باشن، ولی فرشای تبریز به کل رنگ و طرح‌شون متفاوته، رنگ صورتی یا طوسی دارند و طرح‌شون گل‌های درشته.

تبریز رو باید پایتخت تابلو فرش ایران دونست. هرجا چشم می‌اندازی تابلو فرش می‌بینی. هنرمندای تبریز حتی پارو فراتر از مرزها گذاشتند و تابلو فرش چارلی چاپلین و لرل هاردی هم بافتند که جای تقدیر داره.

تابلو فرش های بازار تبریز

بازار تبریز همونطور که گفتیم خیلی بزرگه و تا چند تا خیابون کشیده شده. یکی از بهترین قسمت‌های بازار، اسمش دوه چیه که تو خیابان سید ابراهیم قرار گرفته. قهوه خونه معروف سوراسرافیل، تنها قهوه‌خونه تبریز که زنها رو هم راه میده تو همین قسمت واقع شده. از بازار دوه چی میشه چیزهایی مثل صابون، پنیر تبریز، عسل و خشکبار و میوه تازه خرید ولی اگه دنبال سوغات تبریز مثل باقلوا، حلوا گردویی و نوقا هستی باید از شیرینی فروشی‌های سطح شهر بخری.

اینم بگم که تبریزیا خیلی میونه‌شون با عکس انداختن خوبه.  محاله دوربین رو بگیری سمتشون بپرسی عکس بگیرم و جواب نه باشه.

بازار تبریز

از بازار تبریز که بیاید بیرون، سمت غرب خیابون و روبه روی مسجد جامع، موزه مشروطه قرار گرفته. تو این موزه سران مشروطه مثل باقرخان و ستارخان و ثقه الاسلام دور هم جمع می‌شدند و تصمیمات مهم رو می‌گرفتن. ورودی این موزه ۳ هزار تومنه و یه حیاط و دو طبقه داره که سندهای مشروطه و تفنگایی که تو اون دوره ازش استفاده میکردن و دلت می‌خواد یه دونه‌اش هم برای تو باشه، نگهداری میشه.

ما قرار بود تو هتل گسترش تبریز بمونیم. هتل گسترش تبریز، چهارستاره‌ست و تو چهارراه آبرسان، یکی از جاهای مرکزی شهر قرار گرفته. این هتل یکی از قدیمی‌های تبریزه و هتل نسبتا خوبیه هرچند امکانات زیادی نداره. وقتی میری تو اتاقش احساس پولدار بودن بهت دست میده و وقتی دراز میکشی رو تخت میگی این پولدارها هم عجب زندگیایی میکنن.

خوبی هتل اینه که شیرینی فروشی تشریفات، معروفترین شیرینی فروش تبریز دقیقا روبه روشه و میشه انواع شیرینی‌های تبریز رو مثل نوقا و باقلوا ازش خرید. همینجا بگم که شیرینی فروشی تک درخت تو جاده ائل گلی و بالاتر از بلوار خیام هم خیلی خوبه.

هتل گسترش تبریز

قبل از اینکه بریم هتل با خودمون گفتیم ناهار بخوریم و یه سری هم به موزه قاجار تو خیابون ثقه الاسلام، تو خیابان فرعی شهریار بزنیم.

موزه قاجار یه محوطه و یه حوض خیلی بزرگ داره و ساختمونش خیلی قشنگه. ورودی اینجا ۵ هزار تومانه و یه عالمه تالار داره که تو یکیش اسلحه‌های دوره قاجار نگهداری میشه، تو یکیش ظرف و شیشه‌های بلوری، تو یه تالار پیانو و ساکسفون و تو یکی دیگه پول و سکه.

و اما بحث شیرین و دلچسب غذا. تبریز رستوران‌های زیادی داره که هرکدومشون تخصصی یه چیزی طبخ میکنند و جلوی مشتری می‌گذارند، مثلا یکی‌شون فقط کباب میده یا یکی دیگه‌شون فقط زرشک پلو با مرغ. ولی کسی رو ندیدم رفته باشه تبریز و بدون خوردن کباب ترکش کنه. ما تصمیم گرفتیم بریم کبابی باختر. این کبابی یه کم از مرکز شهر دوره ولی هرجای شهر که بخواید برید با اسنپ ۳۵۰۰ تا ۴ هزار تومن میشه و این شما رو انقدر به وجد میاره که با ظاهر شدن مبلغ روی گوشی چندبار چشماتون رو می‌مالید ببینید راسته یا نه.

کبابی باختر تو دروازه تهران، بلوار ۲۰ بهمن، خیابان باختر قرار گرفته. از چند تا پله میری پایین و وارد فضای رستوران میشی. اول از همه براتون سوپ جو خیلی خوشمزه‌ای میارن که جزو سرویسه بعد هم میتونید مراحل به سیخ کشیده شدن گوشت و کباب شدنش رو ببینید و تا غذا رو بیارن حسابی آب دهن‌تون راه بیفته که شاید یه کم هم شبیه شکنجه باشه.

اما اگه نخواید این رستوران برید و بخواید همون مرکز شهر غذا بخورید می‌تونید برید خیابون تربیت. تو این خیابون دو تا رستوران خوب هست، یکی رستوران حاج مجید تو طبقه دوم پاساژ تربیت و یکی هم تاواکبابی محمدی بعد از پاساژ پردیس.

یه کم بعد غذا رفتیم هتل و دراز کشیدیم تا هوا خنک بشه. خیلی شنیدیم که تابستون فصل سفره و باید سفر رفت ولی واقعا همه اینا تبلیغات مدیاست. کی باورش میشه تبریز انقدر گرم باشه که تو خیابون نتونی راه بری؟ هرچند تا خودت نری و نبینی فکر میکنی حقیقت نداره. البته تو بازار بهمون گفتن شما از تهران گرمای هوا رو آوردید چون هفته پیش انقدر گرم نبود. مهر تاییدی دیگر بر خوش شانسی زیادمون.

عصر تصمیم گرفتیم بریم مرکز شهر. میدون ساعت تبریز یکی از قشنگ‌ترین جاهای شهره. یه خیابون قشنگ و شلوغ و پرجنب و جوش که به ساختمون شهرداریش معروفه. وارد باغ ساختمون شهرداری میشی و دیگه از گرمای هوا چندان خبری نیست. درختا سایه انداختن و یه سکوت خیلی خوبی داره. یه سری پهن شدن رو چمنا و تو هم دوست داری بری بین‌شون ولی به جاش دوربینت رو درمیاری و شروع میکنی به عکس گرفتن از ساختمون و برجکی که ساعت روشه.

میدان ساعت تبریز

بغل ساختمون شهرداری پیاده راه مقصودیه‌ست. تو اولین کوچه سمت راست این خیابون، خونه تاریخی حیدرزاده واقع شده که خیلی قشنگ و دیدنی و پردارو درخته و تو با خودت میگی چه خوب که اصلا اومدم تبریز و اینجا رو دیدم.

توی همون حوالی پیاده راه تربیت یکی از معروف‌ترین جاهای تبریزه که پر از مغازه لباس و کیف و کفش فروشیه، تقریبا مثل خیابون ولیعصر تهران با این تفاوت که سنگ فرشه. اگه خواستی تو خیابون دیگه‌ای هم راه بری از من می‌شنوید برید خیابون شهناز، اینجام لباس فروشی و کفش فروشی زیاد داره ولی خب قشنگه و ادم خوشش میاد توش راه بره.

بعد از راه رفتن تو تربیت تصمیم گرفتیم ائل گلی یا شاه گلی هم بریم. میگن ائل گلی تو عصر یا شب یه چیز دیگه‌ست و خنکه و درست هم میگن. اینو راننده اسنپ میگه. میگه شاه رفته ولی تبریزیا هنوز به اون شاه گلی میگن یعنی استخر شاه.

ائل گلی یه کم از مرکز شهر فاصله داره ولی به رفتنش می‌ارزه، اگه نخواستید با ماشین برید مترو هم داره. ائل گلی یا شاه گلی یه دریاچه بزرگه که وسطش یه عمارته که تبدیل به رستوران شده الان. دورتا دور این دریاچه یه عالمه کبابی و رستوران مثل دربند تهران هستش و یه عالمه آبمیوه فروشی. اینجا یه شهربازی لونا پارک هم داره و به اضافه امکان قایق سواری تو دریاچه.

ائل گلی

هم بیرون از ائل گلی  و هم دور خود دریاچه بوی بلال پیچیده، یکی از بهترین بوهای دنیا ولی یکی از جاذبه‌های اصلی اینجا و کل تبریز به نظر من یرالما یومورتا یا سیب زمینی و تخم مرغه. سیب زمینی آبپز و تخم مرغ رو روی نون سنگک یا بربری له میکنن و بهش کره و نعنا و نمک فلفل میزنن و نتیجه شاید باورتون نشه ولی محشره.

بالاتر از همین ائل گلی یه منطقه قرار گرفته به اسم آراباس که اونطور که راننده اسنپ می‌گفت خیلی خنکه و عشایر سیاه چادر برپا کردن و میشه رفت کنار چادرشون نشست و شیر و دوغ تازه خورد. ما وقت نشد بریم ولی شما حتما برید. یرالما یومورتا حسابی سنگینمون کرده بود و باید می‌رفتیم هتل که فردا صبحش بریم گردنه حیران به امید باد خنکی. آیا نصیبمون میشد؟ سفرنامه بعدی رو بخونید.

در بازار تبریز

تبریز از نظر من؟ خیلی مبینی که همه جا میگن تبریز شهر اولین‌هاست ولی اونطوری که باید از ظرفیتاش استفاده نمیشه. فقط همینو در نظر بگیر و تصور کن که همه جای شهر کافه های کوچیکی باشه کنار خیابون که چای باقلوا بدن دستت و روزت رو بسازند، ولی نیست و چه حیف که نیست.

نوشته سفرنامه تبریز اولین بار در وبلاگ اسنپ تریپ. پدیدار شد.